جانم به فدایت
عزیزم دیشب داشتی بازی میکردی که افتادی و لثه ات پاره شد و کلی خونش اومد 
اولش خیلی گریه کردی اما بعد که دردت کم شد خودت میگفتی فکر کنم خوب شده اما میسوزه 
الهی قربونت برم کمی مراقب باش من و بابا تحمل دیدن اشکت رو نداریم 
صبح که بیدار شدی به بابا گفتی بیا باهام بازی کن،خونه سازیهات رو آوردی و باهاشون منقل درست کردی و مثلا داشتی کباب درست میکردی 
ازش عکس انداختم اما هر کاری کردم نذاشتی از خودت در حال کباب کردن عکس بندازم ![]()
در ادامه عکس منقلت و چند تا عکس که چند روز پیش ازت انداختم رو میذارم
الـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهی من قربونت برم نفس مامان

اینا عکسهای منقل کبابته 

اون مدادا سیخ کبابن

اینم 2 تا عکس از خود گلت 

عینک بابایی رو به چشمت زدی

اینجا هم میخواستیم بریم بیرون که تو پارکینگ ازت عکس انداختم
اون پلاستیک دستت هم توش اسباب بازی انداخته بودی و گفتی میخوام با خودم بیارمشون



جانم به فدایت 



